ملیت :  ایرانی   -  قرن : 13 منبع : گنجینه دانشمندان (جلد ششم)
سید عبدالكریم لاهیجى متوفى حدود 1323 قمرى از اعاظم علماء و بزرگان فقهاء و دانشمندان و از آیات باهرات و مدرسین محققین و عرفاء اخیار و اصحاب رأى و مبنى بلكه به گفته صاحب (الذریعه) قدوه ارباب التدقیق و قطب فلك التحقیق و جامع معقول و منقول و مسلط و متبحر در فروع و اصول و از شاگردان اول بزرگ شیخنا الانصارى و علامه آسید حسین كوه‏كمرى و غیر آنها بوده و بعد از وصول به مقام عالى علم و اجتهاد و فقه و سداد بدون تودیع و خداحافظى با استادش شیخ انصارى به تهران آمده و به طور ناشناس درب حجره یكى از تجار خیر و پرهیزگار بازار به نام مرحوم حاج ملا حاجى والد مبرور آیت‏اللَّه حاج شیخ عباس حایرى تهرانى رفته و به عنوان شاگردى مشغول كار مى‏شود. رفقاء وى خدمت مرحوم علامه بزرگوار شیخ مرتضى انصارى رفته و از عزیمت او به تهران خبر مى‏دهند مرحوم شیخ از اینكه او بدون ملاقات با وى به ایران آمده ناراحت فوراً نامه‏اى به علامه حاج ملاعلى كنى نوشته و از مقامات علمى و ورع ایشان خبر داده و توصیه و تأكید مى‏كند كه حتماً او را یافته و از وجودش تقدیر و استفاده كنند بعد از وصول نامه به مرحوم علامه كنى در انتظار آمدن او شده و در صدد یافتن او مى‏شود و عده‏اى از فضلاء و غیره را مأمور مى‏كند كه در مدارس و یا مسافرخانه‏ها و غیره ایشان را پیدا كنند حدود شش ماه مى‏گذرد و از او خبرى نمى‏رسد. پس از شش ماه روزى مرحوم حاج ملا حاجى مذكور به آقا سید عبدالكریم مى‏گوید به منزل حجةالاسلام حاج ملا على كنى رفته و مى‏گوئى چند استخاره نمایند و جواب آن را فوراً مى‏آورى. آقاى لاهیجى به منزل مرحوم حاج ملاعلى آمده در موقعى كه حاجى بالاى منبر مشغول تدریس هستند و جمع كثیرى از علماء و فضلاء تهران سر تا پا گوش به بیانات حاجى مى‏دهند. پس دم در نشسته و گوش به درس حاجى مى‏دهد ناگاه اشكالى به نظرش رسیده ایراد مى‏كند بعضى مى‏گویند آقا سید ساكت شو اینجا جاى حرف زدن نیست. مرحوم حاج ملاعلى مى‏بیند اشكال وارد است مى‏فرماید آقا ایرادش به موقع ما باید جوابى درست كنیم مباحثه بین حاج ملاعلى و آقا سید عبدالكریم ادامه پیدا نموده ناچار درس را حاجى تعطیل و فكر مى‏كند. این آقا باید شخص بزرگ و عالم جلیلى باشد. پس مى‏گوید: آقا اهل كجا هستى. مى‏گوید: لاهیجان نام شما چیست. مى‏گوید: سید عبدالكریم. مرحوم حاجى متوجه مى‏شود كه گم شده خود را یافته فوراً از جا برخاسته و او را در آغوش گرفته و معانقه مى‏كند و به جاى خود مى‏نشاند. و مى‏گوید. آقاجان نزدیك شش ماه است كه در انتظار شمایم. و استفسار كامل از او مى‏كند. مرحوم حاج ملا حاجى مى‏بیند كه شاگردش آقا سید عبدالكریم نیامد تعجب مى‏كند زیرا در این مدت سابقه نداشت كه او كارى را زود انجام ندهد. بگمان اینكه شاید منزل حاج ملاعلى را پیدا نكرده یا اتفاق دیگر روى داده. خود به منزل مرحوم حاجى مى‏آید و مى‏بیند آقا سید عبدالكریم بالادست حاجى نشسته ناراحت مى‏شود و با خود مى‏گوید عجب سید بى‏ادبى است كه بالادست حاجى نشسته است پس اشاره به او مى‏كند كه بیا پائین آنجا جاى تو نیست. حاجى ملاعلى مرحوم متوجه شده مى‏گوید حاج ملا حاجى‏چى به آقا اشاره مى‏كنى. مى‏گوید. چون بالادست شما نشسته است آخر این شاگرد حجره من است. مرحوم حاجى مى‏فرمایند. حاج ملا حاجى این آقا مخدوم من و سید من و آقاى منست. پس حاج ملا حاجى عذرخواهى نموده و دست آقا سید عبدالكریم و حاج ملاعلى را بوسیده و عقب كار خود مى‏رود. مرحوم حاج ملاعلى دختر خود را به او ترویج نموده و تدریس (مدرسه مروى) را كه آن روز مركز حوزه علمیه تهران بود با امامت مسجد آنها را به عهده معظم له مى‏گذارد مرحوم آقا سید عبدالكریم بیش از بیست سال متصدى درس و امامت مسجد و مدرسه مروى بودند و صدها نفر از علماء بزرگ تهران مانند مرحوم آیت‏اللَّه حاج شیخ محمدرضا تنكابنى والد خطیب شهیر جناب آقاى فلسفى و آیت‏اللَّه حاج سید محمدتقى تهرانى و آیت‏اللَّه آقا شیخ آقا بزرگ (هفت تنى) و آیت‏اللَّه آقا شیخ بزرگ صاحب (الذریعه) و آیت‏اللَّه حاج شیخ محمدباقر معزالدوله والد آیت‏اللَّه حاج شیخ مهدى معزى معاصر و آیت‏اللَّه حاج شیخ احمد خندق‏آبادى و آیت‏اللَّه حاج شیخ مرتضى زاهد (حمام گلشنى) و غیرهم از محضر و دراسات استفاده و استضائه نموده‏اند. آثار عدیده از جمله حواشى بسیارى بر متون فقهى درسى مانند (الروضةالبهیه) شهید و ریاض و قوانین و فصول و غیرها دارد. وى در حدود سال 1323 قمرى در تهران وفات و در قبرستان شیخان معروف به چهارده معصوم واقع در اوائل خیابان (رزم‏آراء) جاده شاه عبدالعظیم كه امروز (كوى شاه) مى‏گویند دفن نمودند و بواسطه كرامت و جلالت شأن و مقام او علماء بزرگ مانند آیت‏اللَّه حاج شیخ باقر معزالدوله‏اى و آیت‏اللَّه حاج شیخ احمد خندق‏آبادى (والد حجةالاسلام حاج شیخ جعفر خندق‏آبادى واعظ معاصر) و ده‏ها نفر دیگر را بنابر وصیتشان در جنب و جوار او دفن نمودند. بعضى از علماء و ثقات آن بزرگوار را از متشرفین خدمت حضرت ولى عصر عجل اللَّه فرجه الشریف مى‏دانستند. آمدن حضرت صاحب‏الزمان (عج) بر سر قبر او جناب حجةالاسلام والمسلمین آیت‏اللَّه حاج شیخ محمود یاسرى تهرانى در روز چهارشنبه بیست و سوم محرم 1394 قمرى حكایت كرد براى بنده (مؤلف) كه مرحوم حجةالاسلام حاج شیخ مرتضى زاهد (حمام گلشنى) فرمود: آقاى آسید كریم محمودى (والد حاج سید على محمودى مداح معروف به جورابى معاصر) كه از متشرفین خدمت حضرت ولى عصر عجل اللَّه فرجه الشریف بود گفت شب جمعه‏اى در صحن شریف حضرت عبدالعظیم (ع) خدمت حضرت رسیدم فرمود سید كریم بیا برویم به زیارت جدم حضرت رضا علیه‏السلام. پس چند قدم برداشته و خود را در صحن حضرت رضا (ع) دیدم پس به حرم مشرف و زیارت كرده و با همان كیفیت یعنى (بطى‏الارض) به تهران آمدیم حضرت فرمود بیا برویم به زیارت قبر سید عبدالكریم پس تا به قبر سید رسیدیم دیدم آقا سید عبدالكریم از قبر بیرون آمده و به استقبال حضرت ولى عصر امام زمان روحى له الفداء شتافت و پس از عرض ارادت و اخلاص به من فرمود آسید كریم سلام مرا به حاج شیخ مرتضى زاهد رسانیده و بگو شرط رفاقت همین است كه مرا یاد نكنى و به دیدن من نیائى پس حضرت ولى عصر عجل اللَّه تعالى فرجه فرمود: آسید عبدالكریم حاج شیخ مرتضى را معذور دار چون گرفتار و مریض احوالست و نمى‏تواند بیاید من به جاى او به دیدن تو خواهم آمد. نگارنده گوید: تعجب نكنید عزیزان من از این حكایت و استبعاد و انكار ننمائید. اولا مقام مؤمن حقیقى و متقى واقعى و عالم ربانى و سید صالح مانند آیت‏اللَّه آقا سید عبدالكریم لاهیجى مزبور بالاتر از اینهاست امام صادق علیه‏السلام فرمود اگر به درختى كه ریشه آن در اعماق زمین فرورفته است فرمان دهد اطاعت او مى‏نماید. و ثانیاً قدم مبارك همایونى حضرت ولى عصر حجة بن الحسن المهدى عجل اللَّه فرجه الشریف این اثر و بركت را دارد كه به تن مرده جان مى‏دهد چنانكه گفته شده همچون مسیح جان به تن مردگان دمد گر بگذرد نسیم سحرگه ز كوى تو (وف ح 1323 ق)، عالم دینى، فقیه، عارف، محقق و مدرس. در نجف از شاگردان برجسته‏ى شیخ مرتضى انصارى بود و از محضر علامه سید حسین كوه كمرى نیز استفاده نمود. پس از اینكه در فقه و اجتهاد به مقامات عالى رسید به تهران آمد. حاج ملا على كنى با توجه به مقام علمى ایشان، منصب تدریس مدرسه‏ى مروى و امامت مسجد آنجا را به وى تفویض نمود. او بیش از بیست سال متصدى درس و امامت مسجد و مدرسه مروى بود. آیت‏اللَّه شیخ محمد رضا تنكابنى و آیت‏اللَّه سید محمد تقى تهرانى و آیت‏اللَّه شیخ آقا بزرگ هفت تنى و آیت‏اللَّه شیخ آقا بزرگ تهرانى و آیت‏اللَّه شیخ على اصغر هزار جریبى و آیت‏اللَّه شیخ محمد باقر معزالدوله‏اى و آیت‏اللَّه شیخ محمد حسین قزوینى تهرانى و آیت‏اللَّه سید صادق تنكابنى و آیت‏اللَّه شیخ احمد خندق آبادى و آیت‏اللَّه حاج شیخ مرتضى زاهد (حمام گلشنى) از شاگردان وى بودند. فرزند ارشدش سید مهدى لاهیجى نیز از شاگردان پدر بود و در حیات پدر درگذشت. همچنین شیخ ابراهیم رشتى و شیخ عباس لاهیجى در سطوح فقه و اصول شاگرد وى بودند. سید عبدالكریم لاهیجى مابین سالهاى 1313 -1310 ق به نجف رفت و از محضر آخوند ملا محمد كاظم خراسانى استفاده نمود. در تهران درگذشت و در قبرستان شیخان تهران، معروف به چهارده معصوم (ع)، دفن شد. از آثارش: حاشیه بر «الروضة البهیة»؛ حاشیه بر «الریاض»؛ حاشیه بر «القوانین»؛ حاشیه بر «الفصول فى علم الاصول».[1]